در عرض کمتر از یک ماه دو استاد برجسته تحقیق در عملیات ایران یعنی آقایان دکتر اصغرپور و دکتر آریانژاد دار فانی را وداع گفتند. من هم همانند بسیاری از فارغ التحصیلان و به ویژه از جمله شاگران این دو عزیز نمی توانم بهانه های مختلفی را برای دوست داشتن این دو بزرگوار بر نشمارم. نمی خواهم تظاهر کنم یا آن چنانکه مرسوم است در ستایش از دنیا رفتگان قلم فرسایی کنم. لیکن همواره چه در زمان دانشجویی و چه بعد از آن، خصایل اینان آن هم در چنین زمانه ای بارها مرا به خود آورده است. علاوه بر ویژگیهای انسانی که از اهم آنها می توان به خیرخواهی و استقبال از کنجکاوی و پرسشگری که اغلب نیز با شتابزدگی خاص دانشجویی همراه است اشاره کنم، عشق ورزی آنان به علم و دانش نیز چشمگیر بود. از هر دوی آنان به یاد دارم که کوچکترین جرقه را بهانه ای برای تشویق به پیشرفت و کار بیشتر می کردند و حتی پس از آن خود مورد پیگیری جدی قرار می دادند. امروزه، متاسفانه مشاهده می شود که برخی دانشگاهیان چنان به مناسبات مبتذل بازاری آلوده شده اند که دیگر نه نشانه ای از ملاطفت معلمی در آنان دیده می شود و نه روح نوآوری علمی، اما این دو عزیز را سراسر سودایی دیگر در سر بود. به راستی که هیچ چیز جز روحیه کنکاش و دستیابی به حقیقتی جدید برای آنان جذابیت نداشت. امیدوارم که شیوه زندگی این بزرگواران همواره سرمشق ما باشد و از آنان برای ایفای نقش علمی و اجتماعی خود درس بگیریم.