در یکی از پروژه های مربوط به طراحی و استقرار نظام ارزیابی کارکنان عاملی استخراج شد که «تخصص و یادگیری» نام نهاده شد. این دو واژه به ظاهر همسو هستند، ولی در عمل اولی امری ماندگار و ایستا و دومی گذرا و پویا تلقی می شود. بنابراین، ارایه تعریفی که بتواند دو واژه را در کنار هم به عنوان یک عامل واحد در بر گیرد تا حدی دشوار می نماید.

در فرهنگ لغت آکسفورد، تخصص عبارت است از: حرفه، حوزه مطالعاتی یا مهارتی که یک فرد زمان و تلاش زیادی را برای کسب آن صرف کرده، در آن زمینه از خبرگی برخوردار شده است. تخصص یک نوع توانایی ویژه است که افراد را قادر می‌کند تا از شغل و جایگاه مشخصی در سطح جامعه و سازمان برخوردار شوند. تخصص را می‌توان برخورداری از یک ارزش یا مطلوبیت ویژه در حیطه حرفه‌ای برشمرد.

از طرف دیگر، یادگیری عبارت است از تغییر نسبتا ماندگار در رفتار، شناخت یا تاثیراتی که در نتیجه تعامل فرد با محیط روی می‌دهد و نمی‌توان آن را به حالت‌های موقتی بدن، مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی یا مصرف داروها پدید می‌آید، نسبت داد (سیف، 1387).

بنابراین، عامل «تخصص و یادگیری» شرایطی را به تصویر می کشد که فرد از خبرگی و جایگاهی قابل اعتماد در حرفه مشخصی برخوردار است و با وجود تغییرات مختلف در اهداف، فناوری و مناسبات مختلف کسب و کار، ثبات و استمرار وضعیت مطلوب وی تضمین شده است. آموزش و تجربه از عناصر کلیدی برای تحقق شرایط یاد شده به شمار می آیند.