انقلاب صنعتی در قرن هفدهم با اختراع ماشین بخار اتفاق افتاد و بعدها با پیشرفت قابل ملاحظه‌ فناوری و مهاجرت نیروی کار در قرن نوزدهم که با پیدایش نیروی بخار و راه‌آهن تسهیل شده بود همراه شد که البته این تحولات نیز از محصولات انقلاب صنعتی بشمار می‌رود. بر این اساس، مفهوم قرارداد استخدامی هفت ساله منتفی شد و وابستگی فرد به استادکار کمتر شد.

کسب و کارهای این دوران که مبتنی بر دانش مکانیک و مهندسی نوین بود، آموزش کارگران و به‌ویژه آن دسته از کسانی داشت که از بخش کشاورزی به بخش صنعت مهاجرت کرده بودند را ضرورت می‌بخشید.

تمایز دقیق بین کارگران ماهر و غیرماهر، ویژگی کارخانجاتی بود که در سراسر اروپا و آمریکای شمالی بوجود آمده بودند. فناوریهای جدید مانند بخار و الکتریسیته به نیروهای کار آموزش‌دیده بیشتری نیاز داشت و این امر با بکارگیری فناوریهای جدید میسر نبود، مگر آنکه کارخانجات، خود نیروی کارشان را آموزش دهند.

تنها کارگران عادی آموزش می‌دیدند تا کارهای خود را به‌طور کارآمد اجرا کنند، در حالی‌که کسب و کار به مهندسان و طراحان ماهر نیز نیاز داشت. علاوه بر آموزش کارآموز به‌عنوان سودمندترین روش ارایه نیروی کار ماهر، نیاز به مهارت و حفظ دانش و تجربه کارگران قدیمی‌تر نیز احساس می‌شد. امروزه نیز مانند گذشته نیاز به حفظ مهارتها در سازمان مهم است. بنابراین ضروری است که حفظ و توسعه مهارت بخشی از راهبرد کلی سازمان باشد.

در دوران انقلاب صنعتی، وابستگی کارآموز به استادکار زیاد طول نمی‌کشید، هرچند که والدین کارآموزان باید پولی بابت ایجاد آمادگیهای لازم در وی به صاحب آن سرمایه می‌دادند. کارآموز باید یک کارگر ماهر تبدیل می‌شد. در اواخر این دوره چنین مرسوم بود که کارآموز محدود به کارگران مرد باشد، ولی زنانی که وارد کارخانجات یا خدمات داخلی می‌شدند، اغلب به همراه یک زن مسنتری بودند تا تجارب غیر رسمی را کسب کنند.