هر یک از ما به مثابه آجری از بنای عظیم و رو به لایتناهی تکامل به شمار می آید. تکامل در جلوه های رنگارنگ خود در جریان است و هر گونه پدیده یا نیروی جدید، مسیر و روند جدیدی به آن می دهد. چنین روند بی ثباتی تکانه هایی را به پدیده های مختلف همچون انسان و سازمان وارد می کند و آنها را به واکنش وا می دارد. طبعا انفعال و احساس بی قدرتی در چنین شرایطی آنها را دچار تزلزل کرده، در اتخاذ تدابیر لازم دچار مشکل می کند. در بعد انسانی، بسیاری از تنشها و ناهنجاریهای روانی از جمله استرس و وسواس نتیجه غلبه شرایط یاد شده است.

تنها از طریق پذیرش این روند و یادگیری اصول و قوانین حاکم بر آن است که می‌توان تا حدودی  در چارچوب الگوی مناسب رفتاری انعطاف پذیر داشت و از شدت ضربات آسیب ندید. وجود پویایی در سیستمهای اقتصادی و اجتماعی طراحی شده تا حدود زیادی منجر به هضم و مهار ضربات شدید از طریق توزیع آن در شبکه خواهد شد. بر این اساس می توان ثبات وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فردی و ... را حداقل در کوتاه مدت تضمین کرد. این زمان طلایی فرصتی را برای عناصر هوشمند ایجاد می کند تا با استفاده از مهارتهای حل مساله و خلاقیت و نوآوری به تحلیل موضوع و انطباق با شرایط جدید بپردازند. بنابراین، به ویژه در شرایط رقابتی که اتفاقا یکی از عناصر اساسی تکامل است، نظامهای مبتنی بر روابط صلب و ساده خطی از آسیب پذیری بالایی برخوردارند. از نظر تاریخی نیز همواره افراد و نظامهای صلب و دچار رفتار دگماتیک بیشترین ضربه را، از تغییرات ناگهانی خورده اند.

با یادگیری پاردایمهای تغییر و اتخاذ رویکرد فعالانه نسبت به آنها می توان الگوهای رفتاری لازم را طراحی کرد و از تغییرات در راستای تامین منافع فردی و سازمانی سود جست.