ابزارهای مدیریت و طرح‌ریزی برنامه الگوهای پیامدی هستند که در طرح پیشنهاد، سرمایه‌گذاری و اجرای مراحل کار موثر است. این الگوها منطق، نظریات تغییر و جریان امور را تشریح و رویکردهایی را برای ردگیری و سنجش اقدامات مطرح می‌کنند.

  

الگوی اول: الگوی منطقی

 

از الگوهایی است که مورد استفاده زیادی قرار می‌گیرد و نمایی ترسیمی از برنامه همراه با طرحی کلی از پیامدهای مورد انتظار در مراحل مختلف پیشبرد کار و حصول نتایج و اثرات حاصل ار آن برای افراد و گروههای مختلف است. یک الگوی منطقی عموما در بر گیرنده گروههای هدف، منافع مورد استفاده، فعالیتها و اهداف است. این شیوه برای تشریح کلیات یک پروژه در یک زمان محدود و به‌ویژه در مراحل اولیه آن مفید است.

 

 

 

الگوی دوم: چارچوب سرمایه‌گذاری نتیجه‌گرا

 این الگو بر عوامل تاثیرگذار بر برنامه‌های خدمات نیروی انسانی تاکید می‌ورزد. این الگو نشات گرفته از این امر است که سرمایه‌گذاران باید از تفکری سرمایه‌جو برخوردار باشند و بر همین اساس، در برنامه نیز به جای تاکید بر فعالیتهای خدماتی بر اهداف عملکردی مربوط به ارباب‌رجوع تمرکز می‌شود. در الگوی مزبور، سرمایه‌گذار از ابتدا بر نتیجه کار به‌عنوان برگشتی برای سرمایه خویش می‌نگرد. این الگو از مراحل یا ترتیبی از گامها در راستای اهداف نهایی بهره می‌برد و بر این اساس، ارزیابی مستمر برای تایید صحت برنامه انجام می‌گیرد. به عنوان مثال، در ارزیابی برنامه به ویژگیهای شخصیتی شرکت‌کنندگان کارگاه آموزشی توجه بسیار کمتری نسبت به میزان استفاده و بهره‌مندی آنان از آموخته‌ها می‌شود.

 

 

 

الگوی سوم: پاسخگویی مبتنی بر نتیجه

 این الگو از نتیجه نهایی شروع می‌کند و به وسایل و ابزار دستیابی بدانها می‌پردازد. الگوی مزبور ابتدا به ویژگیهای مطلوب هدف نهایی توجه می‌کند‌، سپس آن را در قالب موارد قابل سنجش در آورده، در پایان درباره موفقیت یا شکست به قضاوت می‌پردازد. سه پرسش اساسی زیر در این الگو مطرح می‌شود: به‌دنبال چه چیزی هستیم؟ چگونه می‌توانیم آن را تشخیص دهیم؟ برای دستیابی بدان چه باید کرد؟ این الگو بین ارزیابی کمی و ارزیابی برنامه‌ای تمایز ایجاد می‌کند. در این الگو تاکید ویژه‌ای بر اولویت نتایج می‌شود و شناسایی دقیق نیازهای ذینفعان و تهیه برنامه بر اساس آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. تلفیق این الگو با دیگر الگوهای سنجش نتایج، بسیار سودمند خواهد بود.

 

 

 

الگوی چهارم: هدفگذاری نتایج برنامه (TOP)

 این الگو مبتنی بر سلسله مراتبی از گامهای اجرایی در طرح‌ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه است. این موضوع به پاسخ به چهار پرسش کمک می‌کند: چرا باید برنامه داشت؟ چگونه باید آن را هدایت کرد؟ آیا طراحی برنامه انجام شده است؟ چه منافعی حاصل شده است؟ در واقع، رویکرد مزبور تلفیقی از ارزیابی برنامه و فرایند توسعه آن ایجاد می‌کند.

 

 

 

ابزارهای برنامه‌ریزی و تنظیم منابع

 این ابزارها اطمینان لازم را از اینکه منابع و تلاشها در راستای اهداف سازمانی قرار دارد، حاصل می‌کند که از مهمترین آنها می‌توان به کارت امتیازی متوازن اشاره کرد.

 

الگوی پنجم: کارت امتیازی متوازن(BSC)

 در ابتدا به عنوان چارچوب مدیریتی سازمان مطرح شد. این رویکرد معیارهای مختلف را تحلیل می‌کند و با تعیین مجموعه‌ای از فرایندها، روابط دو طرفه و مستحکمی را بین آنها برقرار می‌کند. الگوی مزبور از ماتریسهای منابع یا هدف متناسب با شرایط سازمانی استفاده می‌کند.

 

 

 

ابزارهای گزارش‌دهی برنامه

 این ابزارها تمامی نتایج و دستاوردهای سازمانی را به یکدیگر مرتبط می‌کنند. از جمله این الگوها عبارتند از:

 

 

 

الگوی ششم: مقیاس و پیشرفت

 این الگو نظامی مبتنی بر ماتریس را که با اجرای مدیریت نتیجه‌گرا و بررسی کمی سرمایه‌ها و دستاوردهای گروههای مختلف سر و کار دارد مطرح می‌کند. مفهوم اساسی الگو بر مجموعه‌ای از مقیاسها و قرار دادن آنها در قالب یک ماتریس است که موقعیتهای مختلف ذینفعان را پیش و پس از برنامه در راستای اهداف متصور برای آنان نشان می‌دهد. جایگاه افراد را می‌توان به‌صورت ترسیمی یا نقطه‌ای نشان داد.

 

 

 

الگوی هفتم: نقشه نتایج

 این شیوه به صورت روایی به برنامه و شواهد عملکرد آن می‌پردازد و از اطلاعات مربوط برای نتیجه‌گیری استفاده می‌کند. در این الگو، ذینفعان با سلایق ویژه خویش به تشریح دستاوردها و نتایج برنامه می‌پردازند و آن گاه ارزیاب با معیارهای مبتنی بر علایق خود به ارزیابی می‌پردازد. وضعیت هر یک از افراد یا گروههای مورد ارزیابی را می‌توان با معیارهای مبنای تعیین شده توسط ارزیاب مورد بررسی قرار داد. در این رویکرد، وضعیتهای افراد وگروهها در پیش و پس از برنامه از طریق نمادها یا علایم مشخصی نشان داده می‌شود. نوع دیگر رویکرد مزبور، استفاده از کارتهای مقایسه افراد و گروهها با یکدیگر است که بر اساس آن، می‌‌توان دسته‌بندیهای موجود را شناسایی کرد و جایگاه آنان را مشخص کرد. در رویکرد مزبور بر درک افراد از برنامه و جوانب مختلف آن تاکید زیادی می‌شود. استفاده از این روش به‌صورت آزمایشی برای گروههای کوچک و بکارگیری آن برای نمونه‌برداری در گروههای بزرگتر مفید است.

 

 

 

الگوی هشتم: روایت نتایج برنامه

 هم‌اکنون در حال توسعه است و در آن از قدرت چارچوب داستانی برای بررسی دستاوردهای سازمانی و ارایه آن در قالب مبتنی بر نتیجه استفاده می‌شود.


مقایسه هشت الگوی ارزیابی پیامد

 

 

 

الگو

 

توصیف

 

مفاهیم کلیدی

 

نقاط قوت

 

مناسب برای

 

مدیریت و طرح‌ریزی برنامه

 

الگوی منطقی

 

ارایه نموداری یک برنامه، نمایش ملاحظات اجرایی مورد نظر برای افراد مختلف و چرایی آن

 

ورودیها، خروجیها، پیامدها؛ فلشها ارتباط بین عناصر را نشان می‌دهند.

 

سهولت استفاده؛ درکی آسان از رویکرد تحول در برنامه ایجاد می‌کند.

 

مرور برنامه، نمایش اهداف و اقدامات؛ طرح‌ریزی برنامه و ارزیابی

 

چارچوب نتیجه‌گرا

 

دستیابی به نتایج کلیدی برای مشتریان خدمات؛ تاکید بر نتایج و نه بر فعالیتها

 

درآمد سرمایه‌گذاران، نتایج، مشتریان، مراحل پیشرفت، اهداف عملکردی، تشریح پیامد

 

رویکردی منظم که هم به سرمایه‌گذاران و هم به مجریان می‌پردازد؛ نرم‌افزارهای مبتنی بر وب از قابلیت استفاده بیشتری برخوردار است.

 

برنامه‌های بزرگداشت؛ مدیریت برنامه و سازمان

 

پاسخگویی مبتنی بر نتیجه

 

رویکردی بلادرنگ که ویژگیهای خروجیهای مورد انتظار را مشخص می‌کند، نتایج را در قالب موارد قابل سنجش تعریف می‌کند و از معیارهایی برای پیشبرد برنامه‌های عملیاتی بهبود استفاده می‌کند.

 

نتایج، تجربیات، شاخصها، نقطه شروع، راهبرد، طرح عملیاتی و بودجه، پاسخگویی

 

نظام طرح‌ریزی برای تحول و بهبود در برنامه‌، واحد یا عملکرد؛ ایجاد رابطه مستقیم با بودجه‌بندی؛ مفید برای یکپارچه‌سازی نظامهای مختلف پیامد

 

طرح‌ریزی و شروع به کار پروژه؛ تهیه گزارشها؛ طرحهای بهسازی سازمان و برنامه‌ها و بودجه‌ها؛ طرح برنامه و ارزیابی

 

هدف‌گذاری پیامدهای برنامه‌ها

 

پیگیری پیشرفت برنامه در راستای اهداف دستیابی؛ ارزیابی میزان تاثیر برنامه بر شرایط مورد هدف

 

دانش، نگرش، مهارتها و باورها؛ ارزیابی فرایند، پیامد و اثر

 

شفافیت و آسانی در استفاده؛ کمک به یکپارچگی توسعه و ارزیابی برنامه؛ استفاده همزمان مفاهیم توسط مدیران و مجریان

 

طراحی و ارزیابی برنامه

 

هماهنگی برنامه و منابع

 

کارت امتیازی متوازن

 

الگوی مبتنی بر کسب و کار که یکپارچگی بین مدیریت و حسابرسی معیارهای مختلف موثر بر عملکرد سازمان را از طریق مرتبط کردن آنها به مجموعه‌ای از شاخصها ایجاد می‌کند.

 

راهبرد، هماهنگی، اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت؛ معیارهای مالی و غیر مالی؛ شاخصهای پسین و پیشین؛ معیارها و پیشبران عملکرد؛ علایم موفقیت درون‌سازمانی و برون‌سازمانی

 

به‌صورت نموداری نشان می‌دهد که منابع و فعالیتها تا چه میزانی از اهداف سازمان پشتیبانی می‌کنند.

 

یک یا چند برنامه را با چندین فعالیت مرتبط در سازمان مورد بررسی قرار می‌دهد؛ هماهنگی منابع و اقدامات مربوط به مقاصد راهبردی را تحلیل می‌کند.

 

گزارش‌دهی برنامه

 

مقیاس و پیشرفت

 

ابزاری نموداری که مجموعه‌ای از مقیاسها و جایگاههای مربوط را در قالب ماتریسی نشان می‌دهد که حاکی از پیشرفت در دنباله‌ای از مراحل مختلف است.

 

مقیاسها؛ شاخصهای منحصر به فرد، چندگانه و شناور

 

قرار دادن یک مشتری، گروه یا برنامه در یک روند پیوسته؛ رشد یا سقوط تدریجی را نشان می‌دهد؛ مجموع داده‌ها حاکی از تغییرات است؛ ارتباط رفتاری در سطوح مختلف تغییرات مد نظر است.

 

نمایش پیشرفت کلی؛ اندازه‌گیری مفاهیمی که به‌راحتی عددپذیر نیستند.

 

نقشه نتایج

 

ابزاری مبتنی بر نتیجه در اندازه‌گیری که برای بررسی نظام‌مند شواهد روایتی موضوعات کیفی استفاده می‌شود.

 

همزمانی و علیت؛ سطوح و مراحل پیشرفت

 

روشی برای نظام‌مند کردن، استاندارد کردن، جمع‌آوری و استفاده از اطلاعات روایتی

 

تبدیل اطلاعات روایتی به ابزاری مفید برای بررسی، ارزیابی و سنجش برنامه؛ تهیه و جمع‌بندی گزارش از چند نفر توسط یک نفر

 

روایت نتایج برنامه

 

از داستانهایی برای بررسی دستاوردهای سازمان و ارایه آن در قالبی نتیجه‌گرا استفاده می‌شود.

 

نتایج، داستانها، شواهد روایتی

 

رویکردی که به آسانی و به‌صورت قابل درک نتایج را ارایه می‌کند؛ نتایج را در قالبی جالب توجه نشان می‌دهد؛ پرمایگی و کل‌نگری در ارایه اطلاعات

 

نمایش و ارایه برنامه و نتایج مربوط برای مخاطبان مختلف؛ ارایه گزارش از سوی یک نفر برای افراد مختلف