پیامهای کلامی تنها بخش کوچکی از ارتباط میان فردی را تشکیل می‌دهند. پیامهایی که با استفاده از کلمات و جملات ارسال می‌شوند معمولا با نظم غنی از علایم غیرکلامی همراهند که پیام کلامی را حمایت، اصلاح یا حتی کاملا عوض می‌کنند. بعضی از رویاروییهای کاملا پیچیدة اجتماعی کلا می‌توانند از این‌گونه پیامهای غیرکلامی ساخته شده باشند.

در شرایطی که ارتباط کلامی آشکار، بنا به دلایلی دشوار یا غیر ممکن است (مثلا بخاطر حضور عده‌ای کثیر و سر و صدای زمینه‌ای شدید، طول مسافت، یابین دوستداران و عشاق در حضور دیگران) ممکن است مبادلة پیچیده‌ای از علایم غیرکلامی از جمله نگاه خیره، لبخند، ژستها، تغییرات وضع اندام و غیره جانشین آن شود.

بسیاری از رویاروییهای ما با اعضای جنس مخالف، پیش از آنکه حتی کلمه‌ای صحبت شود با تغییرات ظریفی در علایم غیرکلامی که نمایانگر علاقه و دسترسیپذیری است شروع می‌شود. قابلیت ارسال و دریافت موثر این‌گونه پیامهای غیرکلامی برای تعامل اجتماعی و برقراری یک ارتباط موثر امری اساسی است.

پژوهشگران این موضوع را مطرح کرده‌اند که این توانایی مثل سایر مهارتها آموختنی است. بعضی از مردم در این رابطه بهتر از دیگران هستند. کمبود مستمر مهارت ارتباط غیرکلامی اغلب به ناسازگاری جدی منجر می‌شود که با آموزش مناسب در زمینة مهارتهای ارتباطی ضروری و قابل جبران هستند.

 

تفاوتها و شباهتهای ارتباط کلامی و غیرکلامی

پیامهای غیرکلامی صرفا شقوق دیگر استفاده از زبان نیستند. ارتباط غیرکلامی[1] به‌عنوان یک نظام ارتباطی در مقایسه با زبان خصوصیات بسیار متفاوتی دارد. رمزگشایی و واکنش به پیامهای غیرکلامی در مقایسه با واکنش به پیامهای کلامی بسیار سریع تر و خودکارتر می‌باشد.

وقتی طرف درحال تعامل با شما، لبخندی به شما می‌زند، به شما خیره می‌شود یا چشمک می‌زند، در تفسیر و واکنش به علایم درنگ نمی‌کنید؛ ما نیازی به تحلیل و رمزگشایی آگاهانة معنای این پیامها نداریم. در مقابل، پیامهای کلامی معمولا در جریان زنجیرة رمزگردانی و رمزگشایی بسیار کاملتری قرار می‌گیرند. برای فهم، تفسیر و آماده کردن پاسخ به یک اظهار کلامی زمان بیشتری صرف می‌شود.

پس به نظر می‌رسد که پیامهای غیرکلامی در مقایسه با زبان کمتر مورد «تفسیر و بازبینی» آگاهانه هستند. درنتیجه، نشانه‌های غیرکلامی اغلب می‌توانند سخنگو را افشا کنند و نگرشها، احساسات و هیجاناتی را هویدا سازند که میلی به آشکار شدن آنها نداریم. این افشاء غیرکلامی همچنین می‌تواند به ما در این درباره که دیگری چه وقت راست می‌گوید و چه وقت دروغ اطلاعاتی دهد.

پژوهشگران این موضوع را مفصلا بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که:

نشانه‌های پیرامونی مثل حرکات بدن، دست ها و پاها کمتر تحت کنترل آگاهانه هستند و درنتیجه احتمال بیشتری دارد که دروغ را افشاء کنند تا نشانه‌های مرکزی، ازقبیل ابراز چهره‌ای و خیره شدن.

ارتباط غیرکلامی تفاوت دیگری نیز با زبان دارد: پیامهای غیرکلامی در انتقال اطلاعات نگرشی و هیجانی بسیار کارآمدترند تا پیامهای کلامی. این موضوع ممکن است در ابتدا عجیب به‌نظر برسد، زیرا معمولا تصور می‌شود که نشانه‌های غیرکلامی صرفا زبان را همراهی و حمایت می‌کنند. برای تعیین کارایی نسبی این دو سیستم ارتباطی در ارسال اطلاعات نگرشی و هیجانی باید به این نکته توجه کنیم که وقتی پیامهای کلامی عملا توسط ارتباط غیرکلامی " نقض " می‌شوند، چه روی می‌دهد.

در دو آزمایش مشاهدهکنندگان موظف بودند تا درباره افرادی که پیامهای کلامی و غیرکلامی ناهمسان یا متناقضی ابراز میداشتند برداشت کنند. در مطالعة اول به آزمودنی ها (افراد مورد مطالعه) نوار ویدیویی یک سخنران زن نشان داده شد که از نظر کلامی حاکی از نگرشهای بسیار " برترانه " بود (این یک پیام،که می گفت: من شک دارم این آزمایش را بفهمید و غیره) که با پیامهای غیرکلامی حاکی از " کهتری " مثل لبخند عصبی و محترمانه، پایین بودن سر، لحنی عصبی و جویای جلب رضایت آمیخته شده بود (این هم پیام دیگر غیرکلامی بود، همان‌طور که می‌بینید متناقض با آنچه به صورت کلامی می گفت). اما در آزمایش دیگر این تناقض میان نشانه‌های کلامی و غیرکلامی وجود نداشت و هردوی این پیامها سازگار و همساز با یکدیگر بودند. نتایج نشان دادند که پیامهای غیرکلامی در ابلاغ نگرشهای برترانه یا کهترانه بسیار قوی تر بودند تا کلمات. معلوم شد: در آن آزمایشی که پیامهای سخنران زن به لحاظ نشانه‌های کلامی و غیرکلامی با هم متناقض بودند، افرادی که سخنرانی او را دیده بودند بیشتر احساس کهتری او را باور کرده‌اند، یعنی همان چیزی که توسط نشانه‌های غیرکلامی ابراز شده بود، نه آنچیزی که او با استفاده از زبان گفته بود (یعنی پیامی دال بر احساس برتری). این آزمایش را خود شما هم می‌توانید انجام دهید.

                    

کارکردهای ارتباط غیرکلامی

همان‌گونه که قبلا دیدیم، پیامهای زبانی و غیرکلامی، به‌عنوان نظامهای ارتباطی، خصوصیات بسیار متفاوتی دارند که تا حدی تعیین کنندة نقش بهینة آنها در تعامل اجتماعی هستند. ما در اکثر برخوردهای روزمره پیامهای کلامی و غیرکلامی را همزمان، اما برای مقاصد مختلف به‌کار می بریم. این دو بعد ارتباطی معمولا هماهنگ هستند و یکدیگر را تقویت می‌کنند، مثلا ژستها، نگاه خیره و تن صدا اطلاعات ابلاغی توسط کلمات را مورد حمایت و توصیف قرار می‌دهند. درواقع شاید بتوان گفت که هیچکس به زبان مناسبی صحبت نخواهد کرد مگر آنکه نحوة ضمیمه کردن سخنان خود با ژستهای غیرکلامی مناسب و همراهی کننده را دقیقا بداند.

کسی که به زبانی سخن می‌گوید، نه تنها از کلمات بلکه از تمام بدنش استفاده می‌کند. فرانسویها، ایتالیاییها، انگلیسیها و یونانیها همراه محاورات خود از علایم غیرکلامی بسیار متفاوتی استفاده می‌کنند. این دو کانال کلامی و غیرکلامی ممکن است اتفاقا پیامهای متناقضی را ابلاغ دارند یا حتی مستقل از یکدیگر عمل کنند. یک چشمک فقط با نشان دادن اینکه هر آنچه را که به‌طور کلامی گفته می‌شود نباید جدی گرفت، می‌تواند مفصلترین گفتارها را نفی کند. مثال دیگری می‌زنیم. مردی که درحال انجام یک سخنرانی جدی یا رسمی در بعد کلامی است، می‌تواند همزمان از علایم غیرکلامی برای ابراز علاقة دگرجنسخواهانه به زنی از شنوندگان استفاده کند.

در میان این دو حد، ابعاد کلامی و غیرکلامی تا اندازه‌ای تخصص یافته هستند: ما آشکارآ تمایل داریم تا از پیامهای غیرکلامی برای مقاصدی که به‌راحتی با زبان منتقل نمی‌شوند استفاده کنیم. علایم غیرکلامی عمدتا برای پنج کارکرد مورد استفاده قرار می‌گیرند:

1-    کنترل وضعیت اجتماعی

2-     ارایة خود

3-    ابلاغ حالات هیجانی

4-    ابلاغ نگرشها، و

5-    کنترل کانال



[1]  Nonverbal Communication