ممکن است شرایطی پیش آید که افراد به‌جای پرداختن عقلانی و منطقی به مسایل، دغدغه تعلق به تیم را داشته باشند. به‌عبارت دیگر، تلاش افراد برای اثبات همگرایی و اتفاق رای با دیگر اعضا، مانع از آن شود که معقولانه به ارزیابی امور بپردازند. اغلب، این پدیده در تیمهایی مشاهده می‌شود که اعضای آن مدت مدیدی را به‌صورت هماهنگ و یکپارچه در کنار یکدیگر فعالیت کرده باشند. این افراد، احتمالا از نظر سلیقه و نگرش نسبت به کار به یکدیگر نزدیکند. آنان در صحت اخلاقی برخی عقاید و رفتارها تردیدی ندارند و اساسا حقی برای پرسش در این موارد قایل نیستند؛ از تمامی اطلاعات در دسترس استفاده نمی‌کنند و افراد مطرح‌کننده گزینه‌های دیگر را به بی‌وفایی و ناسپاسی متهم می‌کنند. به‌مرور زمان، شرایطی پیش می‌آید که توانایی و حتی ضرورت به چالش کشیدن امور و توجه به اعتبار آنها از بین می‌رود. نشانه‌های تفکر باندی را می‌توان در سه دسته تقسیم‌بندی کرد:

·    غلو کردن درباره قدرت و اعتبار اخلاقی تیم: توهم آسیب‌ناپذیری و باور به سیرت برجسته اخلاقی تیم و اعضای آن در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد. توهم آسیب‌ناپذیری منجر به خوش‌بینی مفرط و ترغیب به اتخاذ مخاطرات بالا می‌شود. باور به سیرت برجسته و ذاتی اخلاقی تیم و اعضای آن نیز به عدم ملاحظه نتایج اخلاقی تصمیمات می‌انجامد.

·    بن‌بست فکری: عدم جدی گرفتن هشدارها و فقدان ابتکار عمل یا برخورد کلیشه‌ای از عوارض چنین پدیده‌ای است. در عارضه اول، افراد سعی می‌کنند هشدارها را سطحی بگیرند و اطلاعات حاکی از بی‌اعتباری مفروضات را جدی تلقی نکنند. از طرف دیگر، تیم و اعضای آن به راه‌حلهای جدید اعتقادی ندارند، مذاکره با مخالفین را به‌دلیل شیطنت بی‌حد و حصر یا ضعف و حماقت مفرط خطایی جبران‌ناپذیر می‌دانند.

·    فشار برای یگانگی: خودسانسوری به‌عنوان یکی از عوارض این پدیده، فرد را از جدی گرفتن تردیدهایش نسبت به صحت موارد اجماع در تیم بر حذر می‌دارد. همچنین، توهم همدلی و یکدلی به لزوم طرح مسایل دارای همسویی با دیدگاه اکثریت می‌انجامد. در صورت وجود چنین پدیده‌ای در تیمها، فرد در صورت اظهار مخالفت قوی به فقدان تعهد و اعتقاد به مبانی متهم می‌شود. در چنین شرایطی جو غالب بدین‌گونه است که از افراد انتظار می‌رود بر خود مسلط باشند و مصالح و خوشنودی جمع را بر دیدگاههای فردی ترجیح دهند.

در صورت بروز هر یک از پدیده‌های سه‌گانه یاد شده، اعضای تیم در انجام وظایف جمعی موثر ظاهر نمی‌شوند و در دستیابی به اهداف جمعی به‌دلیل گرایش مفرط به هماهنگی و یکپارچکی شکست می‌خورند. با این‌حال، در برخی شرایط و مقاطع برای حفظ روحیه پس از شکست یا برون رفت از بحران موجود برای رسیدن به چشم‌انداز ترسیم شده، مشارکت و همنوایی قاطع اعضا ضروری است. اما همین اثرات مثبت نیز تحت‌الشعاع کیفیت پایین تصمیمات قرار می‌گیرد. به‌طور کلی، تفکر باندی منجر به بروز مشکلات زیر می‌شود:

.   بررسی ناقص گزینه‌ها

.   بررسی ناقص اهداف

.   ارزیابی نامناسب مخاطرات گزینه بهتر

.   عدم توجه به بازنگری گزینه‌های مردود در ابتدا

.   جستجوی ضعیف اطلاعات

.   تعصب در نحوه پردازش اطلاعات در دسترس

.   شکست در اجرای برنامه‌های مراقبتی و احتیاطی

برای مهار و پیشگیری از آثار مخرب تفکر باندی می‌توان به‌صورت زیر اقدام کرد:

-    ترغیب تمامی اعضا به اظهار نظر و طرح دیدگاهها توسط رهبر تیم

-    ایجاد گروههای کوچکتر برای کار بر مسایل مشابه و ارایه راه‌حلها در قالب گزارشهای جداگانه (به طور نمونه: گزارش گروههای 18 گانه اطلاعاتی امریکا درباره برنامه هسته ای ایران در اواخر ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش)

-    گماردن فردی برای ایفای نقش "مدعی نامعقول ١" در جلسات تیم (مثل افراد مخالف خوان در نمایشهای ایرانی)

-    بازنگری تصمیمات اتخاذ شده پس از حصول اجماع



 ١- Devil’s Advocate