روشهای بسیاری بر اساس تحلیل وظایف افراد، نظامهای کاری و فرایندها برای بهبود عملکرد و به‌ویژه از طریق ارایه برنامه‌های آموزشی وجود دارد. با این‌حال، اغلب این موارد از نظام‌مندی کمتری برخوردار است و به‌صورت فراگیر برنامهای را برای بهبود وضعیت در پیش نمی‌گیرد. در رویکردهای نوین، برای پیگیری بهتر برنامه‌ها، کسب اطمینان از حصول نتایج مطلوب و توافق در ارزیابیهای قبل و بعد از اجرای برنامه، دستیابی به یک توافق جمعی بین تمامی افراد درگیر در برنامه ضروری است. برنامه‌های بهبود عملکرد باید به‌نحوی اجرا شود که حداقل ابهام در آن وجود داشته باشد.

تحلیل مفهومی عملکرد حوزه وسیعتری از فعالیتها را در بر می‌گیرد و به نتایج و اثرات پایدار و کلی کارکنان مربوط می‌شود. این روش با تاکید بر هماهنگی مهارتهای فنی، ادراکی و انسانی، توجه به تمهیدات و الزامات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، تعامل افراد با یکدیگر و درک آنان از کلیت نظام سازمانی و فرایندهای کاری قابل ملاحظه است.

در بسیاری از موارد نمی‌توان به ارزیابی هماهنگ و یکپارچه‌ای از یک واحد یا سازمان دست یافت. حتی در بسیاری از موارد، نمی‌توان در صورت دستیابی به چنین دیدگاهی، راهکاری اثربخش و منتج به نتیجه را اعمال کرد. به‌دلیل وابستگی محیطهای کاری به یکدیگر، ممکن است اعمال بهبود در یک واحد، اثراتی منفی در واحد دیگر گذارد و نیز ممکن است به‌دلیل عدم توجه به رویکردهای اساسی در واحدهای دیگر، نتوان از طریق بهبود عملکرد در آن به نتیجه مطلوب دست یافت.

ارزیابی و تحلیل مفهومی عملکرد به‌دنبال برداشتی کلی از وضعیت سازمان است و در این راه بر عملگرایی و در ادامه، پرداختن به جزییات بیشتر تاکید می‌ورزد. در بررسی عملکرد به‌طریق مفهومی، بر فعالیتها و عملکرد مجموعه‌های واحدی، گروهی یا سازمانی تاکید می‌شود و تمامی روابط موجود مد نظر قرار می‌گیرد. این شیوه به‌دلیل انسجام بالای خود قادر به درگیر کردن تمامی عوامل دخیل در عملکرد است و از این رو، به‌نحو بهتری می‌توان برنامه‌ها را تنظیم، ارایه، نظارت و ارزیابی کرد. این شیوه دارای هماهنگی بالایی با روشهای آماری مورد استفاده در اقدامات بهبود مستمر است و نتایج به‌کارگیری آن از شفافیت بیشتری برخوردار است.

در واقع، رویکرد تحلیل مفهومی عملکرد، وضعیت را به‌طریق متوازن از حالت کنونی به حالت مطلوب هدایت می‌کند. بر این اساس، ریشه‌یابی دقیق مشکلات و نارساییها و انجام اقدامات مناسب در ابعاد مختلف برای رفع مشکلات و دستیابی به موقعیتی توسعه‌یافته دنبال می‌شود. با توجه به آنکه بحث اثربخشی برنامه‌های بهبود عملکرد و به‌ویژه برنامه‌های آموزشی از مهمترین مباحث در سازمانها است، این روش به دلیل نگرش فراگیر به موضوع بهبود عملکرد، از قابلیت بالایی برای پیگیری و نظارت بر برنامه‌های بهبود و مسزان دستیابی به نتایج و اثرات مورد انتظار برخوردار است.

در آینده، الگویی برای تحلیل جامع عملکرد بر این اساس ارایه خواهد شد.