برنامه­ریزی رو به جلو و رو به عقب

هدف از برنامه­ریزی دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. در بسیاری از موارد برای طراحی آینده با عدم قطعیت روبرو هستیم که بر این اساس، تعیین راهبردها، سیاستها و خط­مشی مناسب بسیار مشکل خواهد شد. برای حل این مشکل و دوری از افتراق بین طرحهای مطلوب و سیاستهای مورد نظر از دو روش برنامه­ریزی رو به جلو و رو به عقب استفاده می­شود که در اینجا تشریح خواهد شد.

روش معمول در برنامه­ریزی حرکت به سمت آن چیزی است که به نظر ملموس یا محتمل می­آید. طراحی آینده توسط وضعیت موجود نظام و افراد یا نهادها یا به عبارت دیگر، عواملی که اهداف ویژه­ای را دنبال می­کنند، انجام می­شود. این فرایند برنامه­ریزی آینده محتمل را "برنامه­ریزی رو به جلو" می­نامند.

برخی اوقات، افراد به مساله آینده مطلوب به جای آینده محتمل پرداخته، برای رسیدن به چنین آینده­ای به شرح ابزار رسیدن به آن می­پردازند. نتیجه مطلوب با بکارگیری خط­مشی­های ضروری برای رسیدن به آنها از طریق برنامه­ریزی رو به عقب به دست می­آید. این خط مشی­ها را بر خط‌مشیهای موجود جهت آزمون تاثیر آنها بر دومین طرح آینده محتمل اضافه می­کنیم که این خود فرایند برنامه‌ریزی رو به جلوی دوم را به وجود می­آورد. سپس، آینده ملموس و مطلوب جدیدی فرض می­شود و خط مشی­های لازم برای رسیدن به آنها در فرایند برنامه­ریزی رو به عقب دوم ترسیم می­شود. این تکرار تا زمانی پیش می­رود که تا حد امکان، همپوشانی بیشتری میان آینده محتمل و مطلوب ایجاد شود. این برنامه­ریزی رو به جلو- رو به عقب دارای دو حد است. یکی از آنها به زمان حاضر و نقش‌آفرینان و منابع موجود مربوط است و دیگری مربوط به آینده از طریق اهداف مطلوب می­باشد.

 سلسله مراتب برنامه­ریزی

تعداد سطوح سلسله مراتبی برای هر یک از دو فرایند بستگی به گروه استفاده­کنندگان آنها دارد. می­توان سطوح زیر را از بالا به پایین برای سلسله مراتب برنامه­ریزی رو به جلو در نظر گرفت: موانع غیر قابل کنترل محیطی، طرحهای مربوط به ریسک، موانع قابل کنترل نظام­مند، اهداف کلی نظام، چالشها، اهداف گروههای چالش‌آفرین، خط‌مشی­های رقبا، طرحهای اکتشافی (نتایج) و طرح جامع یا منطقی (نتیجه). همچنین، در سلسله مراتب برنامه­ریزی رو به عقب، سطوح از بالا به پایین ممکن است به صورت زیر باشد: قابلیت ملموس بودن و کم کردن ریسک، نحوه عملکرد عوامل ریسک، طرحهای مربوط به ریسک، طرحهای پیش­بینی کننده شرکت، مشکلات و فرصتها، عوامل، اهداف عوامل و خط مشی­های شرکت برای ترغیب عوامل مزبور.

طرحها

برای داشتن یک برنامه­ریزی موثر، طرحها باید توجه کافی به ارتباطات نظام با عوامل محیطی، اجتماعی، سیاسی، فناوری و اقتصادی داشته باشند. برای نوشتن طرحی قانع­کننده باید مفروضات تمامی عواملی که وضعیت نظام را در شرایط مختلف تبیین می­کند، در نظر بگیریم. همچنین، باید از بکارگیری تصورات نامنظم و خیالپردازی اجتناب کرد.

برای برنامه­ریزی و رفع تضادها از دو نوع طرح کلی استفاده می­شود که عبارتند از: اکتشافی و پیش­بینی کننده. طرحهای اکتشافی از زمان حال شروع شده و برای طرح­ریزی نتایج روند حاضر به پیش می­رود. در چنین فرایندی چندان به نظریه و روش­شناسی توجهی نمی­شود.

طرحهای پیش­بینی کننده، آینده­های میسر و مطلوب را ترسیم می­کنند. این نوع طرحها برخلاف گروه قبل، از آینده شروع شده و به سوی زمان حاضر حرکتی رو به عقب دارند تا گزینه­ها و فعالیتهایی که برای رسیدن به این آینده­ها لازم است را بازشناسند. طرحهای پیش­بینی کننده اصولی در ابتدا مجموعه­ای از اهداف مشخص را ارایه کرده، راه تحقق بخشیدن به آنها را نیز نشان می­دهند.

با ترکیب طرحهای اکتشافی و پیش­بینی کننده می­توان اهداف مختلفی را تحت پوشش قرار داد. در شکلهای زیر، نمودار کلی برنامه‌ریزی رو به جلو و رو به عقب به منظور ایجاد هماهنگی بین اهداف کلان مندرج در چشم‌انداز، برنامه‌های عملیاتی و سیاستهای اجرایی یکی از سازمانهای دولتی به صورت مثال نشان داده شده است.