هر سازمانی با توجه به نوع فرهنگ سازمانی و ارزشهای حاکم به نحو متمایزی به اثربخشی می نگرد. در اینجا، نحوه نگرش سازمانها به اثربخشی با توجه به زمینه فرهنگی آنها مورد ملاحظه قرار گرفته است.

در سازمانهای دارای فرهنگ قبیله ای- قومی، موفقیت و اثربخشی سازمان بستگی به مشتریان و توجه به کارکنان دارد. در این سازمانها، افراد به کار گروهی، مشارکت و تصمیم گیری بر حسب اتفاق آراء به منظور دستیابی به این موفقیت اعتقاد دارند.

در سازمانهای دارای فرهنگ کارآفرینی، اثربخشی به معنای ارائه محصولات نوین و منحصر به فرد به منظور رشد و توسعه سریع است. به منظور دستیابی به موفقیت در این سازمانها، ابتکار فردی، انعطاف پذیری و روحیه استقلال و آزادی عمل رشد می یابد، و مورد تشویق واقع می‌شود.

در سازمانهای دارای فرهنگ بازار، اثربخشی به معنای دستیابی به اهداف کمی و ضروری، مخصوصاً اهداف و ارزش هایی که مبتنی بر بازار و پول هستند، می باشد. معیارهایی از قبیل رشد فروش، قابلیت سودآوری و سهم بازار در این گونه سازمانها مورد توجه واقع می‌شود. در سرتاسر این گونه سازمانها، گرایش به سود و روحیه مادی گرایی وجود دارد.

در سازمانهایی که دارای فرهنگ بوروکراتیک اند، هدف اساسی، افزایش قابلیت پیش بینی، کارایی و ثبات سازمانی است. به منظور دستیابی به اثربخشی در این گونه سازمانها، به قوانین و مقررات، رویه های عملیاتی استاندارد، و هماهنگی از طریق سلسله مراتب توجه ویژه ای می‌شود. افراد این گونه سازمانها برای این مقولات ارزش بیش از حدی قائل می شوند، و خود را مقید بدان می دانند.