چارچوب منطقی (LF) برای طرح‌ریزی راهبردی و مدیریت پروژه

مقدمه

تحلیل مبتنی بر چارچوب منطقی[1] در دهه 1960 توسط تیمی به راهنمایی لئون روزنبرگ[2]در سازمان فضایی ایالات متحده امریکا- ناسا ابداع و به‌کار گرفته شد. با وجود انتقادات گسترده اولیه بر رویکرد مزبور، به تدریج در سازمانها و کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفت و در چهل سال اخیر، همواره به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از رویه‌های اجرایی مربوط به مدیریت برنامه‌ها و پروژه‌ها و همچنین، ارزیابی آنها بوده است.

رویکرد چارچوب منطقی مجموعه‌ای از ابزار طراحی را ارایه می‌کند که در صورت بهره‌گیری خلاقانه می‌توان از آن برای طرح‌ریزی، طراحی، اجرا و ارزیابی پروژه‌ها سود جست. چارچوب منطقی رویکردی ساختاریافته و منطقی برای تنظیم اولویتها و تعیین نتایج و فعالیتهای مربوط به یک پروژه است. با استفاده صحیح از رویکرد مزبور می‌توان سازکاری رسا و کارامد برای توسعه مفهوم یک پروژه در تمامی اسناد مربوط به طرح آن ایجاد کرد. همچنین، چارچوب منطقی قادر به ایجاد زمینه‌ای برای ارزیابی اثربخشی، کارایی و روایی یک پروژه است.

رویکردهای مختلفی برای چارچوب منطقی وجود دارد. بسیاری از موسسات برای پیگیری و توسعه اقدامات اجرایی خویش از رویکردهای ویژه‌ای استفاده می‌کنند. به‌طور کلی می‌توان گفت که چارچوب منطقی دارای دو مرحله اساسی تحلیل[3] و طرح‌ریزی[4] است.

چارچوب منطقی به‌عنوان بخشی از تحلیل منطقی است که در بر گیرنده زنجیره نتایج است. این رویکرد ریشه در درک پایه‌ای افراد از برنامه‌ها و چگونگی تجسم آنان از فرایند اجرا دارد. رویکرد مزبور طرحی از مولفه‌های برنامه و چگونگی ارتباط بین آنها را ترسیم می‌کند. بنابراین، برخورداری از فرایندی نظام‌مند و سلسله‌مراتبی برای طرح‌ریزی پروژه‌ها، برنامه‌ها و راهبردهای خرد و کلان از مهمترین ویژگیهای الگوی یاد شده است. رویکرد مزبور کمک می‌کند تا:

v     وضعیت موجود شامل: شناسایی الزامات ذینفعان و تعریف اهداف مربوط مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

v     رابطه‌ای علی بین ورودیها، فرایندها، خروجیها، پیامدها و اهداف به‌صورت عمودی ایجاد شود.

v     مفروضاتی تعریف شود تا منطق پروژه بر آن استوار شود.

v     مخاطرات بالقوه موجود بر سر راه دستیابی به اهداف و پیامدها شناسایی شود.

v     نظامی برای نظارت و ارزیابی عملکرد پروژه مستقر شود.

v     فرایندی ارتباطی و یادگیرانه بین ذینفعان شامل: ارباب رجوع، طراحان، تصمیم‌گیران، سیاستگزاران و مجریان ایجاد می‌کند.

 

ماتریس چارچوب منطقی

ماتریس چارچوب منطقی[5] نتایج فرایند را به اختصار نشان می‌دهد و پروژه را در قالبی استاندارد به طراحان، سیاستگزاران و مدیران ارایه می‌کند. همچنین به‌عنوان مرجعی برای مدیریت چرخه پروژه[6]مورد استفاده قرار می‌گیرد. شمای ماتریس مزبور به‌صورت زیر است:

عوامل خارجی

مفروضات/ مخاطرات

ابزار نظارت و بازبینی

شاخصهای کلیدی عملکرد

راهبرد مداخله

 

 

 

اثرات

 

 

 

پیامدها

 

 

 

خروجیها

 

 

ورودیها

فعالیتها

شرایط لازم‌الاجرای قبلی

 

 

تشریح واژگان کلیدی رویکرد چارچوب منطقی

قبل از تشریح نحوه بکارگیری چارچوب منطقی بهتر است برخی واژگان کلیدی آن به‌دقت تشریح شود. اهم واژه‌های مورد استفاده در این رویکرد و مفهوم آنها به‌صورت زیر است:

اثر (هدف عینی یا مشهود توسعه‌ای/ هدف کلی نهایی[7])

ایجاد بهبود در یک وضعیت به‌صورت اقتصادی یا اجتماعی که به‌عنوان پاسخی به نیازهای جامعه هدف در یک چشم‌انداز درازمدت قلمداد می‌شود.

پیامد (هدف عینی پروژه، منظور یا مقصود از پروژه[8]

/ 1 نظر / 217 بازدید

سلام و تشکر از زحمات شما در ارائه زیبای این مطلب. بنده در سایتهای متعددی جداول پر نشده دیده ام ولی در برخورد با دانشجویان زیادی آنها در شروع و پرکردن صحیح جداول مشکل دارند. بد نیست چند جدول برای مثال نیز ارائه شود.